غزل ۶۳۱: وقت آن آمد که خوش باشد کنار سبزه جوی

غزل ۶۳۲: سرو سیمینا به صحرا می‌روی

غزل ۶۳۳: ای باد صبحدم خبر دلستان بگوی

غزل ۶۳۴: ای که به حسن قامتت سرو ندیده‌ام سهی

غزل ۶۳۵: اگرم حیات بخشی و گرم هلاک خواهی

غزل ۶۳۶: نشنیده‌ام که ماهی بر سر نهد کلاهی

غزل ۶۳۷: ندانم از من خسته جگر چه می‌خواهی